زنجیره تامین
یکی از بحثهایی که در سالهای اخیر با گسترش فناوری توجه زیادی به آن شدهاست، مدیریت زنجیره تأمین (SCM) است. این هفته ، تصمیم گرفتم با توجه به اهمیت روز افزون این مساله ، با ارائه کلیتی از این موضوع، شناختی نسبی در این رابطه ایجاد کنم.
شرکتها در فضایی که رقابت در آن به شدت در جریان است به دنبال سرعتبخشی به فعالیتها و عملیات خود میباشند. همچنین بحثهایی نظیر جهانیسازی و گسترش شبکههایی مانند اینترنت از موضوعات مهمی هستند که در تأمین منابع، بازاریابی و دیگر مواردی که شرکتها با آن درگیرند، اثر گذارند. با گستردگی منابع و افزایش کانالهای توزیع مختلف شرکتها به تنهایی قادر به تولید و توزیع تمامی قطعات موردنیاز و کالاهای تولیدی خود نیستند. در این حالت، ضرورت دارد که مواد و قطعات از عرضهکنندهها تهیه شده و در شرکتها با اجرای فرایندی، خروجی حاصل شده در کانالهای توزیع وارد شده و بهدست مشتری برسد. پس باید زنجیرهای از شرکتهای گوناگون تشکیل شود که با همکاری یکدیگر به تولید و عرضه محصول، اقدام کنند. در اینجاست که بحث زنجیره تأمین مطرح میشود.
شرکتها بهطور روزافزون به زنجیرههای تأمین میپیوندند و ترجیح میدهند که بهعنوان بخشی از یک زنجیره تأمین در مقابل زنجیرههای تأمین دیگر، رقابت کنند. میتوان زنجیره تأمین را زنجیرهای تعریف کرد که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه مواد اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرفکننده را در بر میگیرد. در ارتباط با جریان کالا دو جریان دیگر که جریان اطلاعات و جریان منابع مالی و اعتبارات هستند نیز حضور دارند.
تاریخچه ی مدیریت زنجیره تامین:
همان طور که گفته شد امروزه تعداد قطعات محصولات مدرن صنعتی (به عنوان نمونه، خودرو) به قدری زیاد شده است که مسئله تامین این قطعات و مدیریت تامین کنندگان آنها به مشکل بزرگی برای شرکتهای تولیدکننده تبدیل شده است و به علاوه از آنجا که هرکدام از این قطعات باید در ابتدا به دقت طراحی و سپس ساخته شده و در اختیار مونتاژگر نهایی قرار گیرند، هماهنگ کردن و مدیریت این مهم، کاری بس طاقت فرساست. برای حل این مشکل، هنری فورد در سال ۱۹۵۰ پیشنهاد کرد که شاید بهتر باشد که بسیاری از قطعاتی که در داخل خود شرکت ساخته و تولید می شوند، از طریــــــق تامیــن کنندگان خارجی فراهم شوند. بدین صورت که با ارائه یک نقشه دقیق به قطعه سازان، باکمترین مبلغ پیشنهادی توسط آنها قرارداد امضا شده و این قرارداد نیز بیش از یک سال نباشد. بعد از آن هم، در هنگام وقوع معضلات اقتصادی، او بهترین راهکار را در انفصال از تامین کنندگان از طریق فسخ قرارداد می دید.در اواسط دهه ۱۹۸۰، که تولید انبوه دیگر مقرون به صرفه نبود، شرکتهایی مثل جنرال موتورز و کرایسلر، تامین کنندگان داخلی خود را کاهش دادند. دلیل این امر آن بود که موفقیت ژاپنی ها را در سیستم های تامین شان، دستمزد پایین شرکتهای تامین کننده بیرونی می دانستند. آنها به تجربه دریافتند که شیوه ای که ژاپنی ها اتخاذ کرده اند (که امروزه به تامین ناب LEAN SUPPLY ، معروف شده است) گوی سبقت را از آنها ربوده است. ژاپنی ها در این روش، از همان ابتدا تامین کننده تمام قطعاتشان را انتخاب می کنند و در این حالت اساس انتخاب تامین کننده دیگر تنها معیار قیمت نیست. بلکه معیار انتخاب، سابقه همکاری و گذشته ای است که از عملکرد تامین کنندگان موجود است.
خلاصه اینکه، امروزه گرایش اکثر شرکتهای بزرگ در جای جای دنیا به سمت روشی مشابه روش مدیریت تامینی است که ژاپنی ها اتخاذ کرده اند. به بیان دیگر، به نظر میرسد که آنها این روش را به عنوان کارآمدترین روش مدیریت تامین کنندگان برگزیده اند.
اجزای کلیدی مدیریت زنجیره تأمین
مدیریت زنجیره تأمین، موضوعی است که بسیاری از عناوین مختلف را دربر گرفتهاست و از ابزار کمی و کیفی گوناگونی استفاده میکند. در این مقاله، از دستهبندی جانسون و پیک که مدیریت زنجیره تأمین را به ۱۲ ناحیه مختلف تجزیه کردهاند استفاده میکنیم.
۱٫موقعیت، جنبههای کیفی و کمی تصمیمگیری در مورد مکان و موقعیت تسهیلات را در بر میگیرد. این حوزه شامل مدلسازی برای موقعیت تسهیلات، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی(GIS)، تفاوتهای بین کشورها، مالیاتها و عوارض، هزینههای حمل و نقل، مشوقهای دولتی و … است. البته نرخ ارز هم در این بحث مورد توجه است. در این حوزه، باید به امکان دسترسی به منابع و تسهیلات و همچنین به وضعیت بازارهای هدف شرکتها هم توجه شود.
۲٫ لجستیک و حمل و نقل، همه بحثهای مربوط به جریان کالا را در زنجیره تأمین در بر میگیرد که میتوان به حمل و نقل، انبارداری، نگهداری مواد و… اشاره کرد. همچنین میتوان به مواردی در انبارداری و توزیع مثل سیستم فرا بارانداز (Cross Docking) که در آن کالاها در محل، بدون انبار شدن،از وسیله نقلیه به وسیله دیگر انتقال داده میشوند اشاره کرد که باعث کاهش موجودی و هزینههای مرتبط با آن میشود. به دلیل مباحث پیشآمده در مورد جهانیسازی این حوزه بیشتر مورد توجه قرار دارد.
۳٫ موجودی و پیشبینی، یکی از بهترین روشهایی که میتواند به این امر کمک کند به اشتراکگذاری اطلاعات در بین اعضای زنجیره تأمین است. البته باید توجه کرد که یکی از مشکلات که باعث اختلال در پیشبینیها میشود وجود تصمیمگیرندگان مختلف است. چون هریک از این افراد و شرکتها با توجه به شرایط خود تصمیمگیری میکنند و دیگر اعضای زنجیره را مورد توجه قرار نمیدهند. بهاینخاطر، هماهنگی بین اعضای مختلف زنجیره تأمین یکی از مهمترین وظایف مدیریت زنجیره تأمین است.
۴٫ مدیریت عرضهکنندهها و منابع، این حوزه به سطوح بالای زنجیره تأمین توجه میکند. مواردی مانند تصمیمگیریهای تولید یا خرید، منبعیابی جهانی و… در این حوزه قرار دارند. این حوزه، موقعیت عرضهکنندههای شرکت را مورد توجه قرار میدهد. همچنین مدیریت روابط با تأمین کنندهها هم در این مقوله قرار میگیرد. بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند با بررسی منابع و عرضهکنندگان بسیار، انتخابهای بهتری در مورد عرضهکنندههای خود داشته باشند. در مقابل شرکتهایی هم وجود دارند که ترجیح میدهند با عرضهکنندههای کمتر ولی با کیفیت کار کنند.
۵٫ محیطهای واسط الکترونیکی و اطلاعات، به کاربرد دیرین فناوری اطلاعات در کاهش موجودی اشاره دارد. این حوزه به کاربرد تجارت الکترونیک هم مربوط است. تجارت الکترونیک باعث پیدایش علاقمندیهای زیادی به بحثهایی مانند کانالهای خردهفروشی مشهوری نظیرAMAZON.COM یا ابتکاراتی نظیر B2B شدهاست. به هر حال، تجارت الکترونیک باعث تغییرات بنیادین در مفروضات و ابزار تجارت شدهاست.
۶٫ طراحی محصول و معرفی محصول جدید، بحثهایی مثل مشتری پسندسازی انبوه، تفکیک با تأخیر، مدولاریتی و… را در بر میگیرد. امروزه تقاضا برای محصولات متنوع، بسیار زیاد است و ضرورت مشتری پسندسازی محصولات به چشم میآید برای این منظور، محصولات باید برای منطبق شدن با سلیقههای مشتریان محلی طراحی مجدد شوند، اما در تفکیک با تأخیر ابتدا تقاضا برای محصول و کالا بررسی میشود و سپس نسبت به اعمال تغییرات در آن برای سلیقههای محلی اقدام میشود. برای مثال، اگر مدل اروپایی محصول، دارای فروش قابل قبولی نباشد، ولی در عوض مدل آسیایی این محصول، فروش خوبی داشته باشد، محصول اروپایی به راحتی قابلیت تبدیل به محصول آسیایی را دارد و این عمل باعث میشود که حجم انبوهی از محصولات تفکیکشده روی دست کارخانه باقی نماند.
در شکل بالا محصولات از ابتدا تفکیک نشده و بهراحتی برای بازارهای محلی در صورت عدم موفقیت در بازارهای دیگر مشتریپسندسازی میشوند.
۷٫ پشتیبانی و خدمات بعد از فروش. ارائه خدمات خوب بعداز فروش باعث وفاداری مشتری و رضایت او از خدمات و کالای شرکت خواهد شد و به افزایش فروش و در نهایت سود، منجر خواهد شد.
۸٫ لجستیک معکوس و بحثهای محیطزیست، در اثر فشارهای وارده از طرف مشتریان و قوانین به یکی از موضوعات مهم مدیریت زنجیره تأمین تبدیل شدهاست. لجستیک معکوس را فرایند حرکت و انتقال کالاها و تولیداتی میدانند که در زنجیره تأمین قابل برگشت هستند. یکی از مباحث لجستیک معکوس بازیافت مواد است که در افزایش ارزش اقتصادی و کاهش ضایعات نقش دارد.
۹٫ منبعیابی خارجی و پیمانهای استراتژیک با رشد سریع تعداد عرضهکنندهها و تأمینکنندهها بررسی روابط با آنها اهمیت پیدا کردهاست. البته در مورد شکست چنین پیمانهایی باید به این نکته اشاره کرد که در بستن آنها باید نهایت دقت را به خرج داد که ناکامی در آنها موجب خسارت غیرقابل جبرانی به شرکت میشود.
۱۰٫ مشوقها و سنجهها، سنجشها و دیگر مباحث اقتصادی و سازمانی را در بر میگیرد. همچنین موضوعاتی مانند الگوبرداری صنعتی و سنجش در زنجیره تأمین را نیز در بر میگیرد. در الگوبرداری میتوان از پیشرفت شرکتهای دیگر به عنوان الگو استفاده کرده و تلاش کرد که به آن سطح از عملکرد ارتقا یافت.
این موضوعات میتوانند موجب حرکت و پیشرفت شرکت شوند. همچنین موضوعات بسیاری در مورد سنجش عملکرد و بهبود زنجیره تأمین وجود دارند که باید به آنها پرداخته شود.
۱۱٫ موضوعات جهانی، در آخر باید به این حوزه هم اشاره کرد که تمام موارد و نواحی ذکر شده در مقیاس جهانی را در بر میگیرد. برای مثال، میتوان به دسترسی به فناوریهای نوین، استراتژیهای فروش جهانی شرکتها، کیفیت بالای محصولات در بازارهای جهانی، قیمت پایین مواد، نیاز به حضور در بازارهای بینالمللی و … اشاره کرد. جهانیسازی و سازمانهای بینالمللی تجاری در سطح جهان باعث شدهاند که این حوزه در چند سال اخیر موردتوجه قرار گیرد.
۱۲٫ بازاریابی و بازسازی کانالها، تفکر بنیادی ساختار زنجیره تأمین است. موجودیها بعد کمی روابط در زنجیره تأمین هستند، در حالی که این حوزه مدیریت روابط، مذاکرات و حتی ابعاد قانونی را هم پوشش میدهد. موضوعی که اهمیت بیشتری دارد نقش مدیریت کانالها و ساختار زنجیره تأمین در روشنشدن نقش اثر شلاقی است، که در ابتدای بحث نیز اشاره شد.
پست هفته ی اینده را به طور کامل اختصاص دادیم به اثر شلاقی که یکی از مهم ترین مفاهیم زنجیره تامین است. و در ان نوشتار به تفصیل در مورد تعاریف و اجزا و راه کار های موجود در” اثر شلاقی” صحبت خواهیم کرد.

دیدگاه ها