تا کنون چند بار با موقعیت زیر مواجه شدید؟ سر زده وارد یکی از بخش های شرکتتان می شوید، خمیازه ی پر کش و قوس و از سر بی حوصلگی یکی از کارکنان تان شما را به فکر فرو برد ؟ آیا واقعا مشکل، مشکل کارمند است و یا آیا مشکل از شغل کسالت بار شخص است، شاید هم شما مدیر خوبی نبوده اید؟ آیا تا کنون به این فکر کرده اید که فرسودگی و خستگی کارکنان چه طبعاتی خواهد داشت؟ در این پست سعی داریم به نحوی به این سوالات پاسخ دهیم.
همان طور که گفته شد در دنیای امروز، دانش ارگونومی بسیار رشد یافته و بر تمامی حوزه های کاری و زندگی فردی و اجتماعی انسان ها سایه افکنده، و به شکل شاخه ی مهمی از دانش بشری درآمده که متناوبا در حال پیشروی است. در پست قبل در مورد معنا و مفهوم واژه ی ارگونومی و ریشه ی آن و تاریخچه ی ورود این حوزه به دنیای علم صحبت کردیم. همچنین به ذکر نکاتی درمورد ارگونومی کار با کامپیوتر پرداختیم. اما این تنها گوشه ای از دانش کلاسیک ارگونومی بود. و مجال برای مباحث جدیدتر و نو پا تر ارگونومی که مربوط به بخش روانی طراحی کار با رعایت اصول ارگونومی است باقی نماند که در ادامه به تفصیل این بخش را مورد کنکاش قرار می دهیم. به طور کلی دو مقوله را بررسی میکنیم: طراحی محل کار از دیدگاه روانی و طراحی فرایند کار و تولید از دیدگاه روانی.
برای طراحی محل کار از دیدگاه روانی، باید یک محیط سالم و مطلوب را برای افراد فراهم کرد. طراحی فرایند تولید نسبت به مقوله قبلی دارای اهمیت بیشتری است چرا که اگر اولی انجام شود ولی به این یکی توجه نشود عملاً از نظر روانی بهبودی در شرایط کار حاصل نخواهد شد. بهترین شاخص برای پی بردن به اینکه عملیات طراحی در ابعاد روانی کار موفقیت آمیز بوده است یا نه، پاسخ به این سوال است که آیا منابع ارائه شده توسط انسانها به خواستههای شغلیشان جواب میدهد یا بلعکس آیا منابع قابل بهره برداری شغلی به خواستههای افراد شاغل جواب میدهد؟
در نظر گرفتن ابعاد روانی کار از اهمیت بسیار زیادی در طراحی وظایف و سازماندهی کار و تولید برخوردار است. باید ۶ عامل روانی در طراحی مشاغل در نظر گرفته شود: قابلیت فراگیری بالا، قابلیت شناسایی بالا، مفهوم و معنای شغل، قابلیت مسئولیت بالا و قابلیت بازخورد. هاکمن ۳ عامل اول را مربوط به محتوی و مفهوم وظایف دانست در حالیکه عامل ۵ میزان استقلال و عامل۶ میزان موقعیت بازخوردی را مشخص میکند.( این تئوری جزو مهم ترین تئوری های رضایت شغلی است که در رفتار سازمانی به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد ). باید توجه داشت که طراحی وظایف و فرایند کار بایستی ابعاد اجتماعی کار را نیز در بر بگیرد. یکی از معضلاتی که امروزه جزو لاینفک زندگی شده است پدیده ی استرس است که ابعاد اجتماعی بسیار وسیعی را نیز در بر دارد و می تواند در سطح کلان به شدت درد سر ساز باشد که از نظر کارشناسان یکی از اصلی ترین منابع ایجاد آن شغل افراد شناسایی شده است. شاید همین اکنون که این پست را مطالعه می نمایید دچار استرس باشید ، با وجودی که هر کدام از ما حداقل یک بار در زندگی این حالت روانی را تجربه کرده ایم اما شاید کمتر در مورد مفهوم آن بدانیم. دراین جا فرصت مناسبی است که ما مدیران به دید ارگونومی به این پدیده ی فراگیر نگاهی هر چند مختصر داشته باشیم.
استرس فقط به علت رویدادهای نامطلوب محیطی ایجاد نمیشود بلکه استرس واکنش طبیعی بدن برای بالا بردن مقاومت بدن در شرایط نامأنوس،جدید، ناشناخته و مبهم است. تعدادی از عوامل استرس به شرح زیر میباشد: مسئولیت کاری بالا، هیجان پذیری و اضطراب در شروع کار پس از یک بیماری یا حادثه کاری، ترفیع مقام یا بالعکس، جلوگیری از ترقی، کار در انزوا و کارهای یکنواخت و تکراری بدون مسئولیت و… از جمله مهم ترین عوارض اولیه و اثرات ناشی از استرس در کار عبارت است از: عصبانیت، تحریک پذیری، خستگی، سردرد، بی خوابی، آشفتگی ذهنی، افسردگی و… که میتوانند باعث کاهش بازده کاری، زخم معده، بیماریهای روحی و… شدند.
همچنین هنگامی که فردی از استرس رنج میبرد گاهی آن را ناکامی یا کشمکش درونی قلمداد می کند. گاهی هم مفهوم استرس و اضطراب را یکی در نظر می گیریم. اما معرفی این این سه مفهوم در کنار استرس ضروری است.
• ناکامی: عبارتست از مسدود شدن راه برای رسیدن به هدف به عنوان مثال روشن نشدن اتومبیل در صبح برای رفتن به سر کار. در این مواقع دو راه وجود دارد اول اینکه فرد برای حل مشکل بکوشد. راه دوم این است که فرد با استفاده از مکانیزمهای تدافعی تقصیر را به گردن زمانه و سرنوشت یا ماشین یا دیگران بندازد.
• اضطراب: نوعی فشار روانی که با ناکامی ارتباط زیاد دارد. در این حالت نیز افراد به جای واکنش نشان دادن در قبال وضع موجود، نگران وضع آینده میشوند. اضطرابهای بیش از حد، پیامدهای بسیار نامطلوبی مثل ترس بیمورد، احساس عدم اطمینان، محافظه کاری بیش از حد، اجتناب از نوآوری و… دارد.
• کشمکشهای درونی: این کشمکشها معمولاً در حالتهای تصمیم گیری بین چند انتخاب پیش میآید و بیشتر برای کاهش فشار عصبی و چاره جویی انجام میگیرند. برای کاهش این نوع فشارها تنها راه چاره جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات در مورد بدیلها است تا انتخاب آسان شود.
از جمله اقدامات مهم مدیریتی که می تواند کارکنان را تا حدی آرام کند و برای کاهش استرس میتوان آنها را انجام داد: شناخت صحیح موقعیت از طریق جمع آوری اطلاعات، تجربه اندوزی در کار، استراحت کافی، پرهیز از اشتغال به چند کار، هدف گرا بودن، مشارکت در تصمیم گیری گروهی، کارگروهی و… .
تا اینجا ، به طورخلاصه، در مورد طراحی فرایند کار از دیدگاه روانی و ارگونومی توضیح دادیم، اما همان طور که گفته شد دراین مبحث دو موضوع اصلی وجود دارد که درادامه در مورد موضوع بعدی یعنی طراحی محیط کار بیشتر صحبت می کنیم. طراحی محیط کار، با وجودی که از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارد ولی بسیار مهم است و ممکن است شرط کافی برای رضایت کارکنان نباشد اما بدون شک شرط لازم برای رضایت کارکنان هست.به طوری که نباید فراموش کرد، حتی یک کارمند کاملا راضی از فرایند کاری، نیز قادر به تحمل شرایط بد روانی محیط کاری خود نخواهد بود. این شرایط محیط کاری از نظر مفهومی طیف بسیار گسترده ای را در بر می گیرند. و شامل رنگ اتاق و میزان سر و صدا و ارتعاشات و مواد آلوده کننده ی محیطی تا نوع رابطه ی انفراد با بالادست خود می تواند باشد.که بسیاری از این عوامل ذکر شده اگر شدت یابند، نه تنها به روان کارکنان ضربه وارد می کند بلکه می توانند بستر شکل گیری بیماری های فیزیکی بسیار سخت نا علاج در دراز مدت شوند. بنابراین این حوزه از ارگونومی از این نظر نیز بسیار مورد توجه کاوشگران این رشته قرار گرفته که دست آورد های خوبی نیز از این طریق حاصل شده از جمله تصویب استاندار های بین المللی و ایجاد ضمانت اجرایی برای پیاده سازی این استاندار ها و قوانین.
نور یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر سلامت روحی و روانی کارکنان است ، محققین با آزمایش گروه های مختلفی از کارکنان به این نتیجه رسیدند که کارکنانی که در محیط های تاریک مثل کافی شاپ ها ، زیر زمین ها ، ساختمان هایی که از نور افتاب محروم هستندو… مشغول به کارند نسبت به سایرین بازده کم تر و رضایت شغلی کمتری دارند و همچنین در تست های روانشناسی نمرات پایین تری کسب می کنند. از دیگر موارد اهمیت نور میتوان این ها اشاره کرد: به میل و رغبت کار در کارگران و کارگران افزایش مییابد.از میزان اشتباهات و حوادث از کار کاسته میشود. نتیجه و حاصل کار مطلوبتر میگردد.سلامتی چشمان و قدرت بینایی کارکنان حفظ میگردد و فشارهای عصبی و خستگی کمتر میشود.همچنین این موضوع در مورد کارکنانی که محیط شغلی شان دارای سر و صدا و ارتعاش بالا و یا دارای دما و رطوبت نامناسب است نیز صدق می کند.
تمامی موارد عنوان شده در این پست با صرف هزینه ی نچندان گزاف قابل پیاده سازی است، اگر ما مدیران به اثرات پنهان و بلند مدت این تغییرات واقف باشیم بی شک لحظه ای در بهبود محیط کاری کارکنانمان درنگ نمی کنیم حتی این تغییرات به ظاهر کوچک روی خود شما نیز اثر گذار است. مثلا کافی است با داشتن جلسات ترغیبی کارکنان ، اهمیت وجود کارکنان را به انها گوشزد کنیم و با به کاربردن ابتکاری کوچک مثل تغییر رنگ اتاق ها و به کار بردن رنگ های شاد ، تنوع برای کارکنان ایجاد کنیم.
